متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینیدجدول 4-3- مقایسه میانگین اثرات متقابل تیمارهای آزمایشی بر ارتفاع بوته (سانتیمتر)..56
جدول 4-4: تجزیه واریانس اثر تیمارهای آزمایش بر برخی از صفات مورد بررسی..62
جدول 4-5- مقایسه میانگین اثرات متقابل تیمارهای آزمایشی بر عملکرد دانه (کیلوگرم در هکتار)..66
جدول 4-6- مقایسه میانگین اثرات متقابل تیمارهای آزمایشی بر عملکرد بیولوژیک (کیلوگرم در هکتار)..68
جدول 4-7- مقایسه میانگین اثرات متقابل تیمارهای آزمایشی بر پروتئین دانه (درصد)..72

فهرست اشکال
عنوان شماره صفحهTOC \o “1-3” \h \z \u
شکل 4-1: اثر مقابل سالسیلیک اسید و باکتریهای محرک رشد بر تعداد شاخه جانبی..57
شکل 4-2: تاثیر تنش بر تعداد غلاف در بوته..60
شکل 4-3: تاثیر سالیسیلیک اسید بر تعداد غلاف در بوته..60
شکل 4-4: تاثیر باکتری های محرک رشد بر تعداد غلاف در بوته..60
شکل 4-5: تاثیر تنش بر تعداد دانه در بوته..62
شکل 4-6: تاثیر سالیسیلیک اسید بر تعداد دانه در بوته..62
شکل 4-7: تاثیر باکتری های محرک رشد بر تعداد دانه در بوته..63
شکل 4-8: تاثیر تنش بر وزن صد دانه..64
شکل 4-9: تاثیر سالیسیلیک اسید بر وزن صد دانه..64
شکل 4-10: تاثیر تنش بر عملکرد دانه..65
شکل 4-11: تاثیر سالیسیلیک اسید بر عملکرد دانه..66
شکل 4-12: تاثیر باکتری های محرک رشد بر عملکرد دانه..66
شکل 4-13: تاثیر تنش بر عملکرد بیولوژیک..68
شکل 4-14: تاثیر سالیسیلیک اسید بر عملکرد بیولوژیک..68
شکل 4-15: تاثیر باکتری های محرک رشد بر عملکرد بیولوژیک..69
شکل 4-16: اثر مقابل سالسیلیک اسید و باکتری های محرک رشد بر عملکرد بیولوژیک..70
شکل 4-17: تاثیر تنش بر پروتئین دانه..72
شکل 4-18: تاثیر سالیسیلیک اسید بر پروتئین دانه..72
شکل 4-19: تاثیر باکتری های محرک رشد بر پروتئین دانه..73
شکل 4-20: اثر مقابل سالسیلیک اسید و باکتری های محرک رشد بر پروتئین دانه..74

چکیده:این آزمایش به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب بلوک‎های کامل تصادفی در 3 تکرار در شهرستان کرج (شهرک مهندسی زراعی) در اواخر اسفند ماه 1392 در کرج اجرا شد. این آزمایش شامل 3 فاکتور، آبیاری در 2 سطح (شرایط دیم و آبیاری تکمیلی در مرحله غلاف بندی)، باکتری‎های محرک رشد در 4 سطح (ازتوباکتر، سودوموناس، تلقیح توأم ازتوباکتر و سودوموناس و شاهد (بدون تلقیح)) و سالیسیلیک اسید نیز در 2 سطح (عدم مصرف و بذرمال با غلظت 1 میلی مولار) بود. نتایج این بررسی نشان داد که اثر تنش بر تمام صفات مورد بررسی به غیر از طول دوره پر شدن دانه، وزن صد دانه و شاخص برداشت معنی‎دار بود. سالیسیلیک اسید نیز تاثیر معنیداری بر تمام صفات مورد بررسی به غیر از طول دوره پر شدن دانه، تعداد روز تا رسیدگی و شاخص برداشت داشت. باکتری‎های محرک رشد نیز تاثیر معنیداری بر تمام صفات مورد بررسی به غیر از طول دوره پر شدن دانه، طول دوره گلدهی و شاخص برداشت داشت. نتایج نشان داد که اثر سالیسیلسک اسید، تنش و باکتری بر پروتئین دانه معنی دار بود. در حالت تلقیح بذر با ازتوباکتر، مصرف سالیسیلیک اسید و آبیاری تکمیلی پروتئین دانه به مقدار 3/28 درصد به دست آمد که در مقایسه با تیمار عدم تلقیح بذر با باکتری، عدم مصرف سالیسیلیک اسید و شرایط دیم (پروتئین دانه به مقدار 8/19 درصد) معنی دار گردید. در حالت تلقیح بذر با ازتوباکتر، مصرف سالیسیلیک اسید و آبیاری تکمیلی عملکرد دانه به مقدار 880 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. در این تحقیق، اثرات متقابل سه گانه بر پروتئین دانه، عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه معنی‎دار گردید.
کلمات کلیدی: نخود، تنش، سالیسیلیک اسید، باکتری.
فصل اول
کلیات تحقیق
1ـ1 مقدمه
در دنیای امروز تولید مواد غذایی از مهمترین مسایل بشری به حساب می‌آید و در بسیاری از کشورهای در حال توسعه غذای تولیدی تکافوی مصرف را نمی‌کند. رشد فعلی جمعیت در جهان در حدود 5/2 تا 3 درصد بوده و در سال 2150 حدود 10 میلیارد نفرپیش بینی شده است (رستگار، 1377). اکثر کشورهای آسیایی، آمریکایی جنوبی و مرکزی و تقریباً کل قارة آفریقا با کمبود مواد پروتئینی در غذای روزانه خود روبرو هستند. انسان برای رشد متعادل خود به ازای هر کیلوگرم وزن بدن، یک گرم پروتئین لازم دارد و روزانه 25 تا 40 گرم حداقل میزان پروتئینی است که برای اعمال حیاتی بدن لازم است (پور نجف، 1385).
حبوبات به علت این ویژگی خاص یعنی وجود باکتری‌های تثبیت کنندة نیتروژن اتمسفری در ریشة آن ها، در حاصلخیزی خاک موثرند و هر ساله مقادیر زیادی نیتروژن بعد از برداشت این محصولات به خاک افزوده میشود. سایر قسمتهای بعضی از گیاهان لگوم مثل برگها، ساقه‌ها، گلها، غلافهای نارس، غده به اضافه بذور جوانه زده، بعنوان غذای انسان، دام و کود سبز برای تقویت و بهبود وضع فیزیکی زمین می‌توانند مورد استفاده قرار بگیرند (مجنون حسینی، 1372).
در بین حبوبات نخود با سطح زیر کشت حدود 11 میلیون هکتار و تولید حدود 650 کیلوگرم در هکتار از نظر سطح زیر کشت و تولید پس از لوبیا و عدس در مقام سوم قرار دارد و مقام نوزدهم را در بین گیاهان زراعی دارد (کوچکی و بنایان اول، 1373).
طبق آمار موجود در بین حبوبات در کشور نخود (Cicer arietinum) با سطح زیر کشت 650000 هکتار و تولید تقریبی 340000 تن نسبت به سایر حبوبات از سطح زیر کشت، تولید و اهمیت بیشتری برخوردار است. به علاوه به نظر می‌رسد که این گیاه نسبت به دیگر حبوبات سازگاری بیشتری با شرایط اقلیمی کشور داشته و با توجه به محدودیتهای موجود در تامین پروتئینهای حیوانی، می‌تواند بخشی از پروتئین مورد نیاز کشور را تامین کند (باقری و همکاران، 1376).
عملکرد نخود تحت تأثیر عوامل مختلفی از قبیل شرایط آب و هوایی، حاصلخیزی خاک، رطوبت قابل دسترس، تراکم بوته، میزان رشد و طول مراحل مختلف رشد، زودرس و دیررس بودن گیاه قرار دارد (مجنون حسینی، 1372). از طرفی رشد گیاه خود مجموعه‌ای از فرایندهای بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی خاص است که بر یکدیگر اثرات متقابل داشته و تحت تأثیر کلیه عوامل محیطی و ژنتیکی قرار می‌گیرد (پور نجف، 1385).
1-2 بیان مسأله
افزایش روز افزون جمعیت و گران تمام شدن پروتئین حیوانی و پایین بودن میزان پروتئین غلات، توجه عموم را به مصرف حبوبات به عنوان یک منبع مهم در تامین پروتئین مورد نیاز انسان جلب کرده است (پور نجف، 1385). حبوبات پس از غلات دومین منبع مهم غذایی بشر به شمار می‌روند. حبوبات دانه‌های خشک خوراکی هستند که به خانواده بقولات تعلق دارند بذور رسیده و خشک حبوبات دارای ارزش غذایی زیاد و قابلیت نگهداری خوبی هستند و یکی از مهمترین منابع غذایی سرشار از پروتئین می‌باشند. طبق مطالعات انجام شده، ترکیب مناسبی از پروتئین حبوبات با غلات می‌توانند سوء تغذیه و کمبود اسیدهای آمینه را برطرف سازد. از طرف دیگر با توجه به توانایی تثبیت نیتروژن در این گیاهان، قرار دادن آن ها در تناوب به پایداری سیستم های زراعی کمک می‌کند (باقری و همکاران، 1376).
در کشاورزی، مقاومت به خشکی عبارت است از توانایی یک گیاه زراعی برای تولید محصول اقتصادی با حداقل کاهش عملکرد در شرایط تنش نسبت به شرایط بدون تنش (میترا، 2001). برای این که متخصص ژنتیک بتواند ژنوتیپ های برتر را از طریق روشهای متداول اصلاح نباتات و یا با استفاده از بیوتکنولوژی اصلاح نماید لازم است درک درستی از اساس ژنتیکی مقاومت به خشکی داشته باشد. از نظر ژنتیکی، مکانیزم های مقاومت به خشکی را میتوان به سه دسته تقسیم کرد که عبارتند از فرار از خشکی، اجتناب از خشکی و تحمل به خشکی (میترا، 2001). با این وجود، گیاهان زراعی معمولا بیش از یک مکانیزم را برای مقاومت در برابر خشکی بکار می گیرند. اجتناب از خشکی عبارت است از توانایی یک گیاه برای کامل کردن چرخه زندگی خود قبل از گسترش تنش کمبود آب در خاک و گیاه. این مکانیزم شامل توسعه سریع فنولوژیک (زود گلدهی و زود رسی)، انعطاف پذیری نموی (تنوع در طول دوره رشد بسته به شدت تنش کمبود آب) و انتقال فراورده های فتوسنتزی ما قبل گلدهی به دانه.
اجتناب از خشکی عبارت است از توانایی گیاه برای حفظ پتانسیل آب نسبتا بالا در بافت ها علیرغم وجود کمبود رطوبت در خاک. تحمل به خشکی عبارت است از توانایی گیاه برای مقابله با کمبود آب با پایین آوردن پتانسیل آب بافت ها. اجتناب از خشکی از طریق مکانیزم های بهبود جذب آب، ذخیره سازی آب در سلول های گیاهی و کاهش از دست رفتن آب تحقق مییابد. واکنش گیاهان در برابر تنش کمبود آب تعیین کننده میزان تحمل به خشکی آنهاست. به عنوان مثال، برخی ژنوتیپ های چغندر قند که ریشه های عمیق تری دارند قادر به جذب آب بیشتری بوده و دیرتر پژمرده می شوند و در شرایط خشکی تنوع ژنتیکی برای میزان پژمردگی، سرعت رشد برگ، تنظیم اسمزی و هدایت روزنه ای در واریته های مختلف چغندر قند مشاهده شده است (نوروزی، 1383).
اجتناب از خشکی با دو روش صورت میگیرد: ۱) حفظ آماس با افزایش عمق ریشه، سیستم ریشه ای کارآمد و افزایش هدایت هیدرولیکی، ۲) کاهش هدر رفتن آب با کاهش هدایت اپیدرمی (روزنه ای و عدسی)، کاهش جذب نور از طریق لوله ای شدن یا تاخوردن برگها، و کاهش سطح برگ برای پایین آوردن میزان تبخیر (باسرا، 1997). در شرایط تنش خشکی، گیاهان با متعادل کردن حفظ آماس و کاهش هدر رفتن آب زنده می مانند. مکانیزمهای تحمل به خشکی عبارتند از حفظ آماس از طریق تنظیم اسمزی (فرایندی که باعث تجمع مواد محلول در سلول می گردد)، افزایش اتساع پذیری سلول، کاهش اندازه سلول و تحمل در برابر آب کشیدگی از طریق مقاومت پروتوپلاسمی (نوروزی، 1383).
درسیستمهایکشاورزیفشرده،موادآلیو در پیآنعناصرغذایی خاکبه سرعتتخلیهمیشوند.به همین دلیل جهتدستیابی بهعملکردمطلوبنیازبهجایگزینیعناصرغذایی میباشد.مطالعاتبلندمدتنشاندادهکهاستفاده مفرطازکودهایشیمیاییعملکردگیاهانزراعیرا کاهشمیدهد. اینکاهش عملکردنتیجهاسیدیشدنخاک، کاهشفعالیتهایبیولوژیک خاک،افتخصوصیاتفیزیکی خاکوعدموجودعناصرغذاییمیکرودرکودهاینیتروژِن،فسفروپتاسیممیباشد (آددیران و همکاران، 2004؛ صباحی، 2006). به نظر بسیاری از محققان از گزینه های مناسب که میتواند بدون تخریب محیط زیست، باروری خاک و نهایتاً افزایش عملکرد گیاهان را تضمین کند استفاده از کودهای بیولوژیک است. در دنیا مطالعات زیادی در زمینه جبران کمبود نیتروژن از راه هایی غیر از کاربرد کودهای شیمیایی؛ مانند آغشته کردن بذور با میکروارگانیسم هایی همچون ازتوباکتر صورت گرفته است (فصیحی و همکاران، 1385).
تنش،نتیجهروندغیرعادیفرایندهایفیزیولوژیکاستکهازتأثیریکیاترکیبیازعواملزیستی ومحیطیحاصلمی‌شود. تنشدارایتوانآسیبرسانیمی‌باشدکه بهصورتنتیجهیکمتابولیسمغیرعادیرویدادهوممکناستبهصورت کاهشرشد،مرگگیاهویا مرگبخشیازگیاهبروزکند. تولید محصول توسط تنشهای محیطی محدود میشود، براساس برآورد محققان مختلف، فقط 10 درصد از اراضی قابل کشت دنیا عاری از هرگونه تنش است، بهطور کلی، عامل عمده در اختلاف موجود بین عملکرد واقعی و عملکرد بالقوه، تنشهای محیطی هستند (مومنی، 1390).
دولت آبادیان و همکاران (2008) بیان کردند که سالیسیلیکاسید میتواندنقشمهمیدرایجادمقاومتبهتنشهایمحیطیایفا کند. سالیسیلیکاسیدیکتنظیمکنندهیرشددرونی ازگروهترکیباتفنلیطبیعیمیباشدکهدرتنظیم فرآیندهایفیزیولوژیکیگیاهنقشدارد.القایگلدهی، رشدونمو،سنتزاتیلین، تأثیردربازوبستهشدنروزنهها وتنفسازنقشهایمهمسالیسیلیکاسیدبشمارمیرود.سالیسیلیکاسید سببافزایشمقاومتبهخشکیدرگیاهچههایگندم و همچنینسببایجاد تحمل به تنشخشکیدردولپهایها از جمله لوبیا نیز میگردد. سالیسیلیکاسیدباعثطویلشدنسلولهاوهمچنین تقسیمسلولیمیشودکهاینفرآیند با همکاریسایرتنظیم کنندهها ازجملهاکسینانجاممیشود.
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش
درتامیننیازهایروزافزونجمعیتدرحالرشد، بکارگیریروشهاینوینعلمی،امریضروریاست.بر ایناساسمدیریتنظامهایکشاورزیبایدموردبازنگری جدیقراربگیردونظامهاینوینیطراحیشوندکه اولویتآن هاپایداریدرازمدتو درعینحفظتولیددر کوتاهمدتباشد. از جمله این روش های نوین علمی، کشاورزی اکولوژیک می باشد، کهیکسیستمکشاورزیتلفیقی مبتنیبر اصولاکولوژیکیبوده ودرآن کیفیتمحصولاتمهمترازکمیتآن هاست.نظامهای کشاورزی اکولوژیکوکمنهادهمیتوانندبهعنوانجایگزینیبرای سیستمهایرایجدرنظرگرفتهشدهوباعثتوسعه کشاورزیپایداروحفظسلامتمحیطزیستگردند (خرم دل و همکاران، 1387).
از زمان جنگ جهانی دوم کاربرد کودهای شیمیایی انقلابی در تولید محصولات زراعی به وجود آورد. افزایش تولید کودهای تجاری با قیمت کم، مصرف هر چه بیشتر این کودها را به ویژه در کشورهای در حال توسعه گسترش داد. از آن زمان تاکنون از این کودها به عنوان وسیله ای برای دستیابی به حداکثر عملکرد در واحد سطح استفاده میشود و کشاورزان به صورت مداوم سعی میکنند با رفع کمبود عناصر غذایی و استفاده از مدیریت صحیح، تولید محصول را به حد بالقوه ژنتیکی نزدیک کنند ولی مشکلات اقتصادی ناشی از افزایش رو به رشد هزینه کودهای شیمیایی از یک سو و مسائل زیستی محیطی مرتبط با مصرف غیراصولی این کودها از سوی دیگر تفکر استفاده از شیوه های زیستی تثبیت نیتروژن برای تقویت رشد گیاهان را قوت بخشیده است (عموآقایی و همکاران، 1382).
گرچهاستفادهازکودهایبیولوژیکدرکشاورزی قدمتزیادیداردولیبهرهبرداریعلمیازاینگونهمنابع سابقهچندانیندارد.با وجود آن کهکاربرداینکودهادرچنددهه اخیرکاهشیافتهولی امروزهباتوجهبهمشکلاتیکه مصرفبیرویهکودهایشیمیاییبهوجودآورده اند، استفادهازآن هادرکشاورزیمجددامطرحشدهاست و سعیبرآناستتاازپتانسیلارگانیسمهایخاکومواد آلیبهمنظوربه حداکثر رساندنتولیددرضمنتوجهبهکیفیتخاک ورعایتبهداشتوایمنیمحیطزیستاستفادهگردد (فلاحی و همکاران، 1388). کاربردکودهایبیولوژیکبرایحفظتوازنبیولوژیکحاصلخیزیخاکبهمنظوربهحداکثررساندنروابط بیولوژیکمطلوبسیستمازاهمیتویژهایبرخورداراست.کودهایبیولوژیکبهموادجامد،مایعیانیمهجامدی اطلاق میشودکهداراییکیاچندریزجاندارمفیدیامتابولیتهایآن هابودهوبهمنظور تأمینعناصرموردنیاز گیاه،حفظ سلامتگیاهویابهبودویژگی هایفیزیکیوشیمیاییخاکمورداستفادهقرارمی گیرند (توحیدی مقدم و همکاران، 1386). در ایران در سال‌های اخیر و با تشکیل شورای عالی توسعه کاربرد مواد بیولوژیک و استفاده بهینه از کود و سم و تأسیس بخش تحقیقات بیولوژیک خاک در مؤسسه تحقیقات خاک و آب کشور با هدف استفاده از ریز جانداران مفید در جهت بهبود وضعیت تغذیه‌ای گیاهان زراعی و باغی در سال 1374، همچنین تأمین اعتبارات تحقیقات در این زمینه توسط آن شورا زمینه توسعه پژوهش، تولید و مصرف کودهای زیستی در کشور فراهم شده است (صالح راستین، 1384).
از نظر اهمیت، تنش خشکی دومین تنش غیر زیستی است که گیاه نخود را تحت تأثیر قرار می‌دهد. کمبود آب، رشد رویشی و عملکرد را از طریق کاهش سطح برگ و فتوسنتز کاهش می‌دهد و این امر منجر به کاهش فتوسنتز جامعه گیاهی می‌گردد، این کاهش به شدت تنش بستگی دارد (پور نجف، 1385). وقتی عملکرد دانه مد نظر است زمان بروز تنش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد. تنش آب در طول مرحله گلدهی، گرده افشانی و یا نمو دانه ممکن است تعداد دانه‌های تشکیل شده را به شدت کاهش دهد (سرمدنیا و کوچکی، 1373).
امروزه با افزایش جمعیت و نیاز به غذا و محدودیت منابع آب، ارزش این ماده حیاتی بیش از پیش روشن شده است. بهطوری که بیشتر از آنچه افزایش عملکرد در واحد سطح مد نظر باشد افزایش عملکرد در واحد حجم آب مصرفی اهمیت یافته است (فرج نیا، 1382). گزارش گردیده که سالیسیلیک اسید اثرات مهارکنندگی ناشی از تنش خشکی و شوری را در گندم کاهش میدهد (دات، 1998). اثر سالیسیلیک اسید بر تنش وابسته به نقش آن در مهار اتیلن است. تحقیقات نشان داده که احتمالاً اسید سالیسیلیک از طریق اثر بر بیوسنتز اتیلن باعث مقاومت گیاه به تنشهای محیطی میگردد (شاکیروا، 2003). گزارشات متعددی مبنی بر نقش اسید سالیسیلیک بر کاهش اثرات ناشی از تنشها وجود دارد. از جمله اسید سالیسیلیک با اثر بر روی آنزیم های آنتی اکسیدان مانند کاتالاز، سوپر اکسید دیسموتاز، پلی فنل اکسیداز، پراکسیدازها و متابولیتهایی مانند آسکوربیک اسید و گلوتاتیون، اثرات ناشی از تنش های خشکی، گرما و شوری را کاهش میدهد (الطیب، 2005). سنارانتا و همکاران (2002) نیز بیان کرد که اسید سالیسیلیک یک مولکول علامتی مهم برای میانجیگری پاسخ های گیاهان در برابر تنش های محیطی است.
بنابراین با توجه به مطالب ذکر شده اهمیت پژوهش در خصوص تاثیر مصرف سالیسیلیک اسید و کودهای زیستی بر عملکرد و اجزاء عملکرد نخود در شرایط آبیاری تکمیلی ضروری بهنظر میرسد.
1-4 اهداف پژوهش:
1-بررسی تاثیر سالیسیلیک اسید بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود.
2-بررسی تاثیر باکتری بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود.
3-بررسی تاثیر آبیاری تکمیلی بر عملکرد و اجزای عملکردنخود.
4-بررسی اثرات متقابل تیمارهای آزمایش بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود.
1-5 فرضیات پژوهش:
1- سالیسیلیک اسید بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود موثر است؟
2- باکتری بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود موثر است؟
3- آبیاری تکمیلی بر عملکرد و اجزای عملکردنخود موثر است؟
4- اثرات متقابل تیمارهای آزمایش بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود موثر است؟
فصل دوم
مروریبرادبیاتتحقیقوپیشینهتحقیق

2-1 تاریخچه
نخود در دنیا به اسامی مختلفی شناخته شده است در چندین ایالت هند به Chana خوانده می‌شود. در انگلستان به نام‌های Bengal gram و Chick pea و در آمریکا به Garbanzo یاGarbanzo bean معروف است. در ایران نام‌های نخود زراعی، نخود سفید، نخود ایرانی و یا نخود به آن اطلاق می‌شود (کوچکی و بنایان اول، 1373). به احتمال زیاد نخود از نواحی جنوب شرقی ترکیه و مناطق مجاور آن در سوریه منشأ گرفته است. در این منطقه سه گونه وحشی یکساله از جنس Cicer یافت شده است که ارتباط زیادی با نخود زراعی دارند. یکی از این گونه Cicer reticulatum است که می توان آن را به عنوان جد نخود یا گونه‌ای که با نخود دارای جد مشترکی‌بوده است در نظر گرفت (باقری و همکاران، 1376).
2ـ2 اهمیت اقتصادی نخود
طبق آمار سازمان خواربار و کشاورزی (F.A.O) نخود در مقایسه با گندم از عملکرد کمتری برخوردار است ولی با وجود این 2/1 درصد سطح زیر کشت جهانی و 3 درصد از تولید جهانی را بخود اختصاص داده است و 15 درصد از سطح زیر کشت جهانی و 13 درصد از تولیدات جهانی کل حبوبات را بخود اختصاص داده است. در کشور نیز حبوبات با 1015000 هکتار سطح زیر کشت، 89/9 درصد از اراضی زیر کشت را دارا بوده و در این میان نخود 57/63 درصد سطح زیر کشت حبوبات را به خود اختصاص داده است. از کل تولید حبوبات در کشور نخود با 16/43 درصد تولید در این گروه محصولات در رتبه اول قرار گرفته است (اصغرزاده، 1375). از لحاظ تغذیه‌ای نیز نخود یک منبع پروتئینی ارزشمند در بسیاری از نقاط شناخته شده است. گروه مشاوره پروتیئنی آمریکا در سال 1973 طرح‌های اصلاح حبوبات را در زمره تحقیقات حیاتی و مهم معرفی کرده است. برطرف کردن نقص پروتیئنی غلات از طریق افزودن پروتئین حبوبات، یکی از بهترین راه حل‌های رفع کمبود پروتئین و کالری در کشورهای در حال توسعه است. مقدار پروتئین نخود حدود 7/20% است و کیفیت تغذیه‌ای نخود به مقدار پروتئین و اسیدهای آمینه سازنده و قابلیت هضم آن بستگی دارد. علاوه بر موارد تغذیه‌ای نخود، حاصلخیزی ناشی از تشکیل گره و تثبیت نیتروژن مولکولی و ذخیره سازی آن در خاک برای محصول سال بعد بسیار حایز اهمیت می‌باشد (باقری و همکاران، 1376). حدود 92% از سطح زیر کشت و 89% از تولید جهانی متعلق به کشورهای مناطق گرمسیری نیمه خشک می‌باشد. قاره آسیا با 13 کشور تولید کننده نخود از نظر سطح زیر کشت 92% و از نظر تولید 89% از سطح زیر کشت و تولید نخود در جهان را به خود اختصاص می‌دهد. آفریقا تقریباً به ترتیب 4 و 5 درصد از سطح زیر کشت و تولید نخود در جهان را به خود اختصاص می‌دهد.
2-3 مشخصات گیاهشناسی نخود
نخود از خانواده لگومینوزه (بقولات) و از جنس سیسر می‌باشد که در رده بندی جزء گیاهان جنین‌دار و زیر شاخة پیدازادان قرار می‌گیرند. در تقسیم بندی دقیق‌تر آن ها در رده نهاندانگان طبقه دولپه‌ایها، زیر طبقه جدا گلبرگ‌ها، راسته لگومینالز یا روزالز، تیره بقولات و زیر تیره پروانه آسایان قرار دارند (واندرمیزن، 1987).
نخود ممکن است از پائین، یا وسط ساقه اصلی شاخه بدهد. البته ارقامی که از پایه شاخه ‌می‌دهند، پر محصولترند. ریشه نخود بسیار قوی است و بخوبی در خاک گسترش می‌یابد. برگهای نخود مرکب فرد و داری 11ـ 9 جفت یا بیشتر برگچه بیضی شکل نوکدار با حاشیه مضرس است که معمولاً برگچه‌ها دو به دو مقابل یکدیگر قرار دارند. گل ها منفرد و در انتهای شاخه‌های نازک بر روی دمگل نسبتاً بلندی قرار گرفته‌اند. رنگ گلها سفید، آبی و یا بنفش کم رنگ است. نخود گیاهی خود گشن است. ولی دگر گشنی نیز بوسیله زنبور مشاهده شده است. عمل خودگشنی 1 تا 2 روز قبل از باز شدن گل ها انجام می‌گیرد. میوه نخود بشکل نیام (غلاف) می‌باشد، در وسط پهن و در طرفین باریک بوده و از کرکهای بسیار ریزی پوشیده شده است. که محتوی یک یا دو دانه بذر نخود می‌باشند. هر بوته نخود ممکن است بطور متوسط بین 50 تا 150 عدد نیام تولید کند. دانه در ارقام مختلف نخود به رنگهای سفید، کرم، سیاه، قهوه‌ای، قهوه‌ای مایل به قرمز، سفید مایل به زرد دیده می‌شود. سطح دانه در بعضی از ارقام صاف و در بعضی دیگر چروکیده است. وزن یک صد دانه آن بین 40 ـ 9 گرم متغیر بوده و هر قدر رنگ بذر روشنتر باشد، وزن آن بیشتر خواهد بود (باقری و همکاران، 1376).
از نظر اندازه، دانه نخود در ایران به ترتیب زیر طبقه‌بندی می‌شود:
نخود دانه درشت دارای وزن یکصد دانه 34 گرم، نخود دانه متوسط دارای وزن یکصد دانه 27 گرم، نخود دانه کوچک دارای وزن صد دانه 20 گرم، نخود خیلی دانه کوچک دارای وزن صد دانه 9 گرمی است.
نخود براساس اندازه بذر به دو گروه تقسیم می‌شود. یکی ماکروکارپا و دیگری میکروکارپا. ماکروکارپا بنام کابلی و میکرو کارپا بنام دسی نیز خوانده می‌شود. در نخود کابلی وزن صد دانه بیشتر از 25 گرم است. گلها سفید رنگ می‌باشد. و نخود کابلی را معمولاً در بهار می‌کارند.
نخود دسی، بذر کوچک با شکل نامنظم و رنگ های مختلف دارد. معمولاً در هر غلاف آن 2 تا 3 بذر وجود دارد. و ارتفاع گیاه کوتاه و حاوی آنتوسیانین است. گل ها به رنگ ارغوانی بوده و نخود دسی را معمولاً در پاییز می‌کارند (باقری و همکاران، 1376). بطور کلی مراحل مختلف رشد و نمو گیاه، شامل جوانه زدن، رشد گیاهچه، تشکیل گل و غلاف و رسیدن دانه می‌باشد. مدت زمان هر یک از این مراحل نسبت به رقم، طول مدت روز، درجه حرارت و رطوبت قابل دسترس فرق می‌کند. در نخود توسعه رشد رویشی در زمان گلدهی و تشکیل غلاف، ادامه می‌یابد. بنابراین یک رقابت بین قسمت های رویشی و مراکز زایشی گیاه وجود دارد. در ایران نخود سفید، بیشتر متعلق به گروه کابلی و نخود سیاه، متعلق به گروه دسی است.
ارقام اصلاح شده نخود در ایران که تاکنون معرفی شده‌اند، عبارتند از نخود جم، کوروش، البرز (در گروه کابلی) و ارقام دانه سیاه کاکا و دانه قهوه‌ای پیروز (در گروه دسی) می‌باشند (مجنون حسینی، 1372).
2-4 مورفولوژی نخود
از لحاظ شناخت ظاهری، گیاه نخود دارای اندامهای رویشی و زایشی با خصوصیات زیر می‌باشد.
2-4-1ریشه
ریشه‌های قوی و عمیق این گیاه به عنوان اندامهای ذخیره‌ای برای گیاه محسوب می‌شود. اگر چه نخود گیاهی یک ساله است، اما از این اندام ذخیره‌ای برای رشد خود در فصل خشک استفاده می‌کند. یک ریشة بالغ، بافت محیطی خود را از ایپدرم تا آندودرم از دست می‌دهد. لایه چوب پنبه‌ای و پوست ثانویه جایگزین آن می‌شود. فعالیت کامبیوم تغییرات اساسی را بوجود می‌آورد. شعاع‌های آوندی اولیه از شعاع‌های آوندهای چوبی منشاء می‌گیرند و اشعه‌های ثانویه آوندی کوتاهتر و باریکتر از شعاع‌های اولیه و از چوب ثانویه منشاء می‌گیرند. اهمیت استوانه مرکزی در این مرحله، از مرحله گیاهچه‌ای بیشتراست. این عضو فاکتور اصلی و موثر در ضخامت ریشه و محتویات استروئیدی احاطه شده است. ولی مقدار زیادی اسکلرانشیم، عامل تولید ریشه‌های قوی می‌باشد. در مقایسه با مرحله گیاهچه‌ای، بخش مرکزی استوانة مرکزی ریشه تقریباً بدون تغییر است. وجود چهار شعاع آوند چوبی و حفره مرکزی تنها تفاوت موجود در جذب، بوسیله آوندهای آبکشی است. ریشه‌ها، گره‌های ریزوبیومی را بوجود می‌آورند (باقری و همکاران، 1376). بر طبق اظهارات Corby در سال 1981 دارای انشعاباتی از نوع Crotalorioid و انشعابات پهن جانبی و گاهی مواقع به شکل یک بادبزن مانند است. ریشه بخوبی منشعب می‌شود و تا عمق 1 الی 2 متری خاک نفوذ می‌کند (پورنجف، 1385).
ریشه نخود عمودی، قوی و پرپشت بوده و دارای ریشه‌های فرعی متعدد می‌باشد (مجنون حسینی، 1372). عمق نفوذ ریشه اصلی از 15 تا 30 سانتی‌متر متغیر بوده و دارای 4 ردیف ریشه جانبی می‌باشد (پورنجف، 1385). موقعی که ناحیه سطحی خاک خشک است توسعه ریشه در آن ناحیه کم است. با وجود این ریشه توسعة خود را تا لایه‌های عمیق‌تر خاک تا 120 سانتی‌متر ادامه می‌دهد (سکسنا، 1979). سیستم ریشه‌ای نخود در کشت دیم در مقایسه با کشت آبی گسترده‌تر است و به عمق بیشتری از خاک نفوذ می‌کند. همچنین سیستم ریشه‌ای تیپ کابلی وسیع‌تر از تیپ دسی است (باهل، 1988).
بر روی ریشه نخود همانند سایر لگوم‌ها گره‌های تثبیت کننده نیتروژن وجود دارد و گیاه نخود با باکتری Rhizobium Legominosarum همزیستی داشته و این نژاد بر روی ریشه‌های نخود تولید گره میکند. گره‌ها بر روی ریشه‌های اصلی تشکیل می‌شوند از طرفی گره‌هایی که بعداً تشکیل می‌شوند روی ریشه‌های جانبی قرار می‌گیرند (کوچکی و بنایان اول، 1373).
2-4-2 ساقه
ساقه نخود گرد و دارای شاخه‌های چهار گوش و راست بوده و کلیه اندام‌های آن از کرک پوشیده شده است و مایع چسبناکی از آن تراوش می‌شود که اسید مالیک و اسید اگزالیک زیادی دارد (مجنون حسینی، 1372).
سه نوع ساقه را می‌توان تعریف کرد:
1ـ شاخه‌های اولیه که از سطح زمین شروع می‌شود و از جوانه‌های اولیه اندامهای هوایی و شاخه‌های جانبی گیاهچه منشأ می‌گیرند و همچنین ساقه‌های قوی توسط پائین‌ترین گره‌ها تولید می‌شود. شاخه‌های اولیه ضخیم، قوی و چوبی هستند و به طور کلی استقامت گیاه به میزان قابل توجهی به وجود این شاخه‌ها بستگی دارد.
2ـ شاخه‌های ثانویه به وسیله جوانه‌هایی که روی شاخه‌های اولیه قرار گرفته‌اند تولید می‌شوند و نسبت به شاخه‌های اولیه ضعیفتر هستند.
3ـ شاخه‌های ثالثیه مسلماً از جوانه‌های واقع بر روی شاخه‌های ثانویه تولید می‌شوند و نسبتاً برگی شکل و از نقطه نظر عملکرد خیلی مهم نیستند (باقری و همکاران، 1376).
تعداد شاخه‌های اصلی از 1 تا 8 عدد در نوسان می‌باشند. تعداد شاخه‌های ثانوی که از جوانه‌های موجود بر روی شاخه‌های اولیه تولید می‌شوند 5 تا 7 عدد می‌باشد. تعداد گره‌های اولیه که دارای شاخه‌های ثانویه می‌باشند، نیز بسیار متغیر و 2 الی 12 عدد می‌باشند (واندر میزن، 1987).
از نخود معمولاً از هر گره یک گل تولید شده و تبدیل به نیام می‌شود. نیام‌ها اکثراً بر روی شاخه‌های اولیه و ثانویه قرار دارند (کاناچوپرا، 1998).
2-4-3 برگ
برگ‌ها در نخود مرکب بوده و بطور متناوب بر روی شاخه قرار می‌گیرند. متوسط طول محور برگ بین 3 الی 7 سانتیمتر و در سطح فوقانی خود دارای شیار می‌باشد. بطور متوسط محور برگ دارای 10 الی 15 برگچه است، که این برگچه‌ها بوسیله دمبرگ های کوچکی به محور اصلی متصل می‌شوند. چرخش دو ردیف برگچه‌ها بر حول محور برگ به تغییرات محیطی مانند مکانیزم سازگاری در مقابل شرایط خشکی بستگی دارد (باقری و همکاران، 1376).
--------------------------------------------------- نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال (تصاویر) درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نمایش داده می شود ولی در سایت می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net --------------------------------------------------- 2-4-4 گل
گلهای نخود یکی از نمونه‌های تیپیک زیر رده پروانه آسایان می‌باشد. گلها به صورت منفرد بر روی دمگل نسبتاً بلندی قرار گرفته است. دمگل‌های اصلی، پایک خوشه‌ای و پایک گلها در زمان گلدهی به شکل خط مستقیم هستند. رنگ گلها سفید یا آبی آسمانی و یا ارغوانی است و براکته‌های بسیار کوچک و حدود 5/1 میلیمتر طول دارند. چنانچه گل رنگی باشد، دمگل هم به رنگ‌های مختلف دیده می‌شود. کاسه گل در قسمت قاعده دارای برآمدگی پشتی همراه با پنج دندانه سرنیز‌ه‌ای و عمیق است. دمگل و کاسه گل غالباً دارای کرکهای زیادی هستند. رقم های زراعی نخود با گل سفید معمولاً بذرهای درشت تولید می‌کنند و از مبدأ هند به سمت کشورهای غرب مدیترانه کشت این ارقام افزایش می‌یابد. لاین‌های گل سفید دارای بذرهای نسبتاً سفید، شیری یا قهوه‌ای روشن هستند. برای سنتز رنگ‌های مختلف مسیرهای بیوشیمیایی متفاوتی وجود دارد و موتاسیونهای تولید کننده گل های سفید، احتمالاً تعداد زیادی از فعل الانفعالات بیوشیمیایی مربوطه را خنثی می‌کنند. اندام زایشی نر دیادلفوس1+9 بطوری که میله‌های 9 پرچم بهم متصل شده و تشکیل یک غلاف زایشی را می‌دهند و پرچم دهمی آزاد است. پرچم‌ها همزمان با باز شدن جداره غشاء بساک بطور دسته جمعی و قبل از باز شدن گل در بالای کلاله قرار می‌گیرند و امکان دگر گشنی را کاهش می‌دهند. با توجه به اینکه جدار غشاء بساک قبل از باز شدن غنچه از هم جدا و دانه گرده بر روی کلاله پخش می‌شود. نر عقیم کردن مکانیکی آن مشکل است (باقری و همکاران، 1376).
2-5 رشد و نمو
رشد و نمو نخود را می‌توان به چهار مرحله فنولوژیکی تقسیم کرد این مراحل عبارتند از: جوانه زنی، رشد رویشی، گلدهی و غلاف بندی، پر شدن دانه و رسیدگی.
جوانه زنی مناسب، نیاز اولیه برای استقرار مناسب گیاه است. رشد رویشی شاخه‌دهی و توسعه کانوپی گیاه است. گلدهی یک فرایند پیوسته است که تا مرحله نمو غلاف ادامه دارد. از آنجا که نخود از تیپ گل رشد نا محدود می‌باشد، رشد رویشی‌ حتی در هنگام گلدهی و نمو غلاف ادامه می‌یابد. رسیدگی از طریق پیر شدن برگ مشخص می‌شود. مدت هر یک از مراحل فنولوژیکی بسته به رقم، طول روز، درجه حرارت و آب قابل دسترس متفاوت است (باقری و همکاران، 1376).
2-5-1 جوانه زنی و استقرار گیاهچه
برای نخود باید بذور با خلوص بیش از 98% و قدرت جوانه زنی بیش از 90% که درشت و سالم باشند انتخاب کرد تا به خوبی جوانه زده و سبز شوند (رحیم زاده خویی و کاظمی،1372).
یکی از عوامل موثر در کاهش عملکرد مزرعه پوشش گیاهی ضعیف است. در این مورد کیفیت پایین بذر، شرایط بستر بذر یا روش کاشت و یا رخدادهای مربوط به تنشهای زنده و غیر زنده نیز می‌توانند نقش موثری ایفا کنند (پورنجف، 1385). درجه حرارت بالا و به تبع آن تبخیر زیاد در زمان کاشت بر اهمیت موضوع می‌افزاید مطالعات روی خاکهای شنی لومی در شمال هندوستان نشان داد که کاشت بذر در عمق 10 سانتیمتری نسبت به عمق کاشت کمتر (5 سانتیمتری)، در صورتی که نخود به صورت دیم کاشت شود، بهتر است اما در شرایط فاریاب اختلافی وجود ندارد. مرگ و میر گیاهچه‌ها در شرایط دیم در عمق کاشت 5 سانتیمتری حدود 7/42 درصد بود در صورتی که در عمق 10 سانتیمتری حدود 8/33 درصد بود (کایزر و هانان، 1995). در جائیکه رطوبت خاک برای جوانه زنی محدود نباشد به نظر می‌رسد عمق کاشت 7ـ5 سانتیمتر برای سبز شدن نخود ایده آل باشد (پورنجف، 1385).
بذور درشت تعدادی از گیاهان زراعی گیاهان قویتری تولید کرده و عملکرد بالاتری دارند. در نخود همبستگی نزدیکی بین اندازه بذور درجه بندی شدة یک رقم مشخص و وزن اندام هوایی گیاهچه در 30 روز بعد از جوانه زنی مشاهده شد (کاشیک و همکاران، 1995). بعد از کاشت بذر، جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، سرعت سبز کردن و رشد گیاهچه‌ها بستگی به دمای محیط دارد (سومرفیلد و همکاران، 2000).
نخود میتواند در محدودة وسیعی از دماها (10 تا 45 درجة سانتیگراد) جوانه بزند اما جوانه زنی و سبز کردن در دماهای بین 25ـ15 درجه سانتیگراد سریعتر است (سومرفیلد و همکاران، 2000).