X
تبلیغات
رایتل

دانلود پایان نامه های رشته حسابداری همه گرایش ها

دانلود متن کامل پایان نامه های رشته حسابداری همه گرایش ها با فرمت ورد- کارشناسی ارشد اقتصاد حسابداری مدیریت مالی دولتی صنعتی بانکی بیمه مالیاتی پیمانکاری تعهدی تورمی بورس

(سایت دانلود پایان نامه ) - دانلود پایان نامه ایرانداک

ارتباط ساختمان بلند با محیط شهری………………………………………………………………57 ترکیب ساختمان های بلند با محیط شهری………………………..57 تاثیر ساختمان های بلند بر فضاهای شهری………………………….58 فضای محدود شده کیفیت زیباشناسانه از فضا عملکرد ها و فعالیت های اجتماعی تاثیر ساختمان های بلند بر چشم انداز شهری………………………………60 مقیاس…………………………………………………………………………………………..61 مقیاس همسایگی مقیاس بلوک شهری مقیاس اجزای نمای شهری استقرار، همجواری، موقعیت………………………………………………………….64 ساختمان …   

ارشددانلود - دانلود پژوهش فارسی

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینیدمقیاس…………………………………………………………………………………………..61
مقیاس همسایگی
مقیاس بلوک شهری
مقیاس اجزای نمای شهری
استقرار، همجواری، موقعیت………………………………………………………….64
ساختمان های بلند و پدیده اشراف……………………………………………….64
جمع بندی
کالبد ساختمان بلند مرتبه
فرم…………………………………………………………………………………………………67
انواع اشکال بلند مرتبه ها……………………………………………………………….69
سکو، در طراحی ساختمان های بلند
فضای باز در ساختمان های بلند……………………………………………………71
جمع بندی
ملاحظات طراحی ساختمان های بلند مرتبه…………………………………74
توصیه هایی برای ساخت و ساز ساختمان های بلند در ایران…………75
جمع بندی
فصل سوم: پایداری اجتماعی
تعاریف و صفات پایداری و پایداری اجتماعی
پایداری چیست؟………………………………………………………………………………………………79
پایداری اجتماعی……………………………………………………………………………………………..80
معماری با رویکرد پایداری اجتماعی ……………………………………………………………….89
پیوند های اجتماعی………………………………………………………………………………………….90
محله پایدار
مسکن پایدار
بررسی عوامل پایداری اجتماعی در مسکن
عدالت اجتماعی…………………………………………………………………………………………..93
دسترسی به خدمات ضروری (دسترسی به تسهیلات و امکانات رفاهی………………………………………………………………………………………………93
پیوستگی عرصه ها
پایداری جامعه…………………………………………………………………………………………….94
3-2-2-1- غرور و احساس تعلق به مکان………………………………………………………………….94
اصول طراحی احساس تعلق به مسکن و محله
3-2-2-2- تعاملات اجتماعی……………………………………………………………………………………97
نیاز به ارتباط و تعامل اجتماعی در مسکن
گره ها، مسیرهای عبوری و مرکزیت کارکردی
اصول طراحی تعاملات اجتماعی
مرکزیت کارکردی و پایداری اجتماعی
فضای عمومی و تعامل اجتماعی
مجاورت کارکردی و پایداری اجتماعی
3-2-2-3- ایمنی / امنیت ……………………………………………………………………………………..102
ایمنی و امنیت در مجتمع های مسکونی بلند مرتبه
دیدگاه نظریه پردازان در باب ایمنی و امنیت
نظریه پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی
3-2-2-4- کیفیت درک شده از محیط سکونت…………………………………………………….108
3-2-2-5- رضایت از خانه و محله ……………………………………………………………………….110
3-2-2-6- مشارکت در گروه دسته جمعی / فعالیت های مشارکتی……………………..112
شکلگیری گروه های برگزار کننده مراسم
3-2-2-7- ضرورت حضور فعال همه گروه های سنی در جامعه…………………………..113
نیاز کودکان به حضور در اجتماع………………………………114
مشکلات کودکان و ساختمان های بلند
کودک و محیط
تعامل کودک و فضا
محیط و نیازهای مرتبط با دوره نوجوانی و جوانی…….117
نیاز سالمندان به حضور در اجتماع…………………………..118
سالمندان و ساختمان های بلند
طراحی و سالمندان
تناسب زندگی آپارتمانی با گروه ها و طبقات مختلف اجتماعی………….. 120
نتیجه گیری
ایمنی و ساختمان های بلند…………………………………………….122
ساختمان های بلند و سازه نگهدارنده…………………..123
شکل مناسب در برابر نیروهای جانبی…………………………………………………124
فاصله هسته تا پوسته …………………………………………………………………………..125
خوشایندی ساختمان …………………………………………………………………………..126
طراحی هسته خدماتی …………………………………………………………………………126
سیستم های دال مسطح ………………………………………………………………………126
ایمنی در برابر آتش سوزی……………………………………127
سیستم اطفاء حریق
جمع بندی
فصل چهارم: نمونه و مصادیق موردی
4-1- طراحی پایدار اجتماعی (چارچوبی برای اقدام عملی)………………………………….131
نمونه موردی 1……………………………………………………………………………………..132
نمونه موردی 2……………………………………………………………………………………..133
نمونه موردی 3……………………………………………………………………………………..134
نمونه موردی 4……………………………………………………………………………………..135
استراتژی های پایداری اجتماعی در داخل محوطه های مسکونی…………136
مغازه های راحتی محله……………………………………………………137
فضاهای عمومی برای ملاقات و گردهمایی………………………137
فرصت های تفریحی برای جوانان و ساکنین……………………138
مهدکودک برای کودکان………………………………………………….139
ارتقاء ایمنی و امنیت………………………………………………………..139
مدیریت سر و صدا و اثرات ترافیک…………………………………..141
ارتقا و ترویج سلامت و رفاه ساکنان………………………………..141
ترویج و ارتقاء دسترسی ها و ارتباطات……………………………..142
ارتقای یکپارچگی و انسجام اجتماعی……………………………..142
جمع بندی
فصل پنجم: خلاصه معیارها و ضوابط طراحی
جداول و راهکارها…………………………………………………………………………………144
فصل ششم: خواسته های کارفرما و نیازهای انسان در مسکن
نیازهای انسان در مسکن……………………………………………………………………..159
اهداف خواسته شده توسط کارفرما……………………………………………………..160
فصل هفتم: تقرب به طرح
آنالیز سایت
روند طراحی
منابع
طرح تحقیق
طرح موضوع و بیان مساله
معماری بیان هنری است که همه مردم خواه و نا خواه در معرض آن قرار می گیرند. مردم در فضای معماری زندگی و کار می کنند، و عشق می ورزند. با این همه، به گفته والتر بنیامین، معماری معمولاً به ناخودآگاه رانده شده و به شیوه ای آشفته درک می شود. هر بنایی از آسمان خراش‌ها گرفته تا مقبره ها، ضرورتاً به مردم مربوط می شود.
پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی وضعیتی است که در آن، ساکنان از زندگی در خانه و مجتمع خود رضایت دارند و از همسایگی با سایر ساکنان لذت می برند. مجموعه شرایط زندگی به نحوی است که با گذشت زمان تعاملات اجتماعی بیشتر می شود و بیشتر افراد نسبت به محل زندگی خویش تعلق خاطر و دلبستگی می یابند. بنابراین به صورت ناخودآگاه حافظ سلامت و پایداری آن هستند و در نگه داری و بهبود وضعیت موجود، مشارکت و هماهنگی دارند. در نتیجه عمر مفید و ارزش مادی واحدهای مسکونی این نوع مجتمع ها در شرایط برابر بیشتر از سایر مجتمع هاست. پایداری اجتماعی بهره وری مجتمع های مسکونی را به حداکثر می رساند. و نوعی تعالی بخشیدن به زیستن را شکل می دهد. پس باید فضاهایی متمایز برای فعالیت های مختلف انسان فراهم آورد و آنها را به نحوی به هم پیوند داد، که محتوای عاطفی آن کنش خاص در حیات آدمی، که در آن فضاها رخ می دهد، باشد.
برای ایجاد سکونتگاه پایدار ( پایداری نه تنها در مفهوم ادبیات غربی آن ) بلکه در فرهنگ بومی، باید در معنای بستر تعالی انسان، شکل گرفته شود و زمینه سازی برای تعالی روح انسان باشد. با توجه به تعامل کالبد با رفتارهای انسانی، ایجاد پایداری اجتماعی برای بالا بردن کیفیت زندگی صورت می گیرد.
خانۀ آدمی در بلوک های مسکونی در پشت چند پنجره یکنواخت و هم شکل با دیگران، قرار دارد که نه فقط برای میهمان، بلکه برای افراد خانواده نیز تشخیص آن از بیرون مشکل است. (پاکزاد، جهانشاه، 1386) معماری که تنها در پی برآوردن نیازهای فیزیکی موجودی به نام انسان باشد نمی تواند کامل باشد. در واقع می توان گفت معماری مناسب، معماری است که در پی برآوردن همزمان نیاز های فیزیکی و معنوی او با هم باشد. بدین مضنون که این معماری سعی در برقراری رابطه سازنده و مفید بین انسان ها و اجتماع از یک سو و نیز ارتباط آنان با محیط طبیعی به عنوان بستر رشد انسان دارد. (رخشنده رو، مهدی، 1386)
در اثر این برنامه ریزی و طراحی و به ویژه انبوه سازی های کلیشه ای، انسان ها به صورت توده در کنار هم قرار می گیرند و به جای گروه های اجتماعی هدفمند، انبوهه ای از افراد تشکیل می شود که کنار هم قرار گرفتن آن ها فقط ازدحام و شلوغی و هرج و مرج را در پی دارد. در چنین شرایطی افراد خانواده برای تامین حداقل امنیت و آرامش از جمع فرار می کنند و به کنج خانه پناه می برند و غرامت و محرومیت اجتماعی از اینجا آغاز می شود (سجادی قائم مقامی، پروین؛ پوردیهیمی، شهرام؛ ضرغامی، اسماعیل؛ 1389). پس با توجه به پایداری اجتماعی حس تعلق به مکان افزایش می یابد و ارتباطات سالم و مناسب برای مجتمع های مسکونی بر پایه روابط اجتماعی مطلوب شکل می گیرد و مفهومی دیگر از حیات مدنی را رقم می زند.
شرح موضوع و ضرورت اجرای آن
در طراحی پایدار باید به پایداری اجتماعی، به اندازه مصرف انرژی و تاثیر محیط، ساختمان ها و شهرها اهمیت داده شود. (ریچارد راجرز، 1383) بنابراین خانه مناسب و شایسته برای انسجام اجتماعی و رفاه شخصی و استقلال فردی نیازی اساسی است و اگر خانه سازی روندی پایدار نگیرد هیچ جامعه ای نخواهد توانست به توسعه ی پایدار دست یابد.
توجه به محل سکونت افراد، به عنوان اولین فضای آرامش بخش و امن در زندگی آنها،  به ما در زنده نگه داشتن بار مفهوم اجتماعی و دستیابی به جامعه ای با حیات سالم کمک می کند و برای رهنمون به آینده ایی با شکوه سوق می دهد. به عبارتی دیگر مسکن بلند مرتبه و طراحی آن از آغاز پیدایش تاکنون چالشی مهم برای معماران بوده است، بخشی از مشکلات و عدم تحقق پایداری در طرح ساخت مسکن بلند مرتبه به بازشناخت مسایل فرهنگی و اجتماعی باز می‎گردد.
تبعات این اوضاع، صدمه به بنیان و سلامت خانواده و افراد و جامعه است. به طوری که حتی روابط داخلی خانواده، تحت تاثیر کالبد نامناسب خانه، ضعیف می شود و بی حرمتی ها در داخل خانه نهادینه می شود. با تضعیف اعتبار خانواده، اعتیاد و سایر ناهنجاری های اجتماعی فرصت بروز و نفوذ به اعماق جامعه را پیدا می کند. (ضرغامی، اسماعیل، 1389)
با توجه به این نابسامانی ها، پی جویی اصول پایداری مجتمع های مسکونی برای نیل به توسعۀ پایدار اهمیت خاصی دارد و برای بالا بردن کیفیت زندگی باید، صورت بگیرد. پس با نگاهی عمیق به مساله مسکن در شهر های امروزی می توان پی برد که تعادل میان خلوت و تعاملات اجتماعی وجود نداشته و هر دو رنگی کمرنگ به خود گرفته اند. (عینی فر، علیرضا، 1381)
محدوده مکانی پروژه نیز به دلیل عدم توجه به مجموعه های بلند مرتبه مسکونی و دور ماندن آنها از مسایل اجتماعی و تعاملات اجتماعی ساکنین، شهر شیراز پیشنهاد می گردد و سعی داریم با ارائه طرحی عملی، به ارتقاء سطح فرهنگ و رفاه همشهریان در این مجموعه ها کمک کنیم.
اهداف کلی و تفصیلی
هدف اصلی: آنچه در اینجا حایز اهمیت است مسایل و مشکلات ساختمان های بلند به عنوان گونه ای از سکونتگاه در حوزه پایداری اجتماعی است.
هدف این پروژه توجه به آسیب ها و مشکلات موجود و در پی یافتن آن دلایل و ریشه های این مسایل در مجتمع های مسکونی بلند مرتبه و نیز طرح راهکارها و الگوی مناسب طراحی برای رسیدن به کیفیت مطلوب روابط اجتماعی در ساختمان ها و به ویژه در فضاهای باز و مشترک بین ساختمان ها است.
اهداف فرعی: تکیه بر مفاهیم مسکن، نقش فضاهای سبز و اجتماعی در الگوهای سکونت گاهی، ایجاد فضاهای شخصی و حریم های خصوصی در دل ساختمان های بلند امروزی و به طور کلی به کارگیری معماری پایدار از جمله اهداف این رساله است.
فرضیه و یا سوالات کلیدی تحقیق
با توجه به رشد جمعیت و شهرنشینی، راهبرد بلند مرتبه سازی، در زمان حاضر رواج یافته است. به علت تجمیع کاربران در سطحی محدود، لازم است تا رویکرد پایداری در فرآیند طراحی و مرحله بهره برداری مورد توجه قرار گیرد. پس توجه به زمینه های مختلف اجتماعی و الگوهای رفتاری در طراحی فضاهای عمومی در طبقات می تواند به افزایش کیفیت تعاملات و پایداری اجتماعی در این ساختمان ها کمک کند.
--------------------------------------------------- نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال (تصاویر) درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نمایش داده می شود ولی در سایت می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net --------------------------------------------------- در ضمن معماری و شیوه ساخت و ساز ساختمان های امروزی و به کارگیری معماری پایدار در ساختمان های بلند مرتبه می تواند تا حد زیادی از ازدیاد عوارض مربوط به جهان صنعتی و مصرفی بکاهد و اگر شیوه ساخت و ساز به همین روال کنونی ادامه پیدا کند، عوارض جبران ناپذیری برای محیط ایجاد خواهد کرد.
پرسش اصلی: چگونه می توان به سطوح مطلوبی از روابط اجتماعی در مجتمع های مسکونی بلند مرتبه با توجه به معیارهای معماری پایدار دست یافت؟
روش تحقیق و شیوه های مورد استفاده
این تحقیق از تحقیقات کاربردی است که هدف آن توسعه ی دانش طراحی در فضاهای زندگی به منظور ارتقای پایداری مجتمع های مسکونی است و به طور خاص، کشف اصول پایداری از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی و تحلیل نتایج است.
تحلیل و تفسیری که بر روی بخش های مختلف تعریف شده، در موضوع پروژه قرار می گیرد و در هر یک از بخش ها تلاش بر آن بوده تا بدون پیش فرض و پیش داوری تنها به بیان و تحلیل داده ها براساس مستندات و پژوهش های مرتبط پرداخته و در هر بخش محور های مرتبط با سایر بخش ها مورد توجه و مقایسه با سایر اجزا آن بخش قرار گیرد. در نهایت دیدگاه و نگاه نگارنده از پس این مقایسه بیان گردد.
ساختار رساله
فصل اول: طرح تحقیق – این فصل در حکم نقشه چگونگی انجام دادن تحقیق است و زیر مجموعه هایی چون بیان مسئله، سوالات، سوابق و اهمیت موضوع و … را در بر می گیرد.
فصل دوم: مبانی نظری پایه – فصل دوم شروعی بر مبانی نظری طرح است و به زیر مجموعه هایی چون مفهوم سکونت، مفهوم پایداری و پایداری اجتماعی، مبانی نظری مرتبط با مسکن در ارتفاع و واحد همسایگی، روانشناسی محیط و … اختصاص می یابد.
فصل سوم: بررسی نظرات و دیدگاه های مختلف در خصوص ساختمان های بلند و نیز بررسی نقش و تاثیر متقابل ساختمان های بلند، بخش هایی است که بدان پرداخته می شود و با نگاهی تاریخی، بررسی ریشه ها و عوامل مختلف در شکل گیری و توسعه این گونه مسکونی در ایران و جهان مطرح می شود. از سوی دیگر بیان بخشی از ضوابط و چارچوب های خدماتی و ساختاری از قبیل سازه و تاسیسات در تکمیل شناخت عوامل مهم در ساختمان های بلند مسکونی به کار گرفته شده است.
فصل چهارم: در قسمت تعاملات اجتماعی، به بررسی رابطه محیط و رفتارهای اجتماعی و نیز عرصه های عمومی در مجموعه های مسکونی پرداخته شود که نشان از تامین کیفیت مناسب برای عرصه های عمومی به ویژه در طبقات بالا دارد.
فصل پنجم: مبانی طراحی و طرح – درفصل پنجم وارد مبانی طراحی می شویم و از مرحله نظر به عمل حرکت می کنیم تا به مسکنی در ارتفاع با رویکرد معماری پایدار برسیم. این فصل زیرمجموعه هایی چون دلایل انتخاب سایت، محدودیت ها و پتانسیل های سایت پیشنهادی نحوه رسیدن به طرحی منسجم و ارزیابی هریک از شاخص ها را در خود می گنجاند.
بررسی ادبیات موضوع و بیان چهارچوب نظری
بسیاری از مفاهیم و ویژگی هایی که امروزه در محافل علمی ایران و جهان حول مقوله توسعه پایدار مطرح است، در تاریخ کهن معماری و شهرسازی پایدار مطرح است و شروع موضوع مسکن بهینه در جهان را شاید بتوان به دوران معماری مدرن و همزمان با رشد جمعیت شهرها و شروع مبحث بلند مرتبه سازی توسط معمارانی چون لوکوربوزیه همگام دانست. مجموعه هایی چون پروت آیگو آمریکا و شهر کارگری هیلتون و… از این قبیلند که به دلیل عدم توجه به هویت فردی ساکنان و دیگر مسایل، نتوانستند خواسته ها و نیازهای ساکنین خود را تامین کنند.
مشکلاتی همچون مسئله اشراف، ارتباط نامناسب واحدها با یکدیگر و سایر مسایل اجتماعی در یک مجموعه مسکونی همواره از مهم ترین دغدغه های طراحان در این خانه ها بوده است. هر چند که لوکوربوزیه سرانجام در بنایی چون اونیته دابیتاسین، نمودی از تفکر و تخیل اجتماعی خود در سه بعد را تجسم کرد که نشان از ارتباط فرد و اجتماع در بنا دارد و تجسمی معمارانه از مسایل اجتماعی را مطرح کرده است (مزینی، منوچهر، 1380). اما در این بین تلاش هایی به صورت بنیادی صورت گرفته که به صورتی جدا هر کدام از اجزای طراحی را شناسایی و ارزیابی کرده اند؛ اما هیچگاه جنبه ی کاربردی به خود نگرفته است.
فصل اول: شناخت مفاهیم (مسکن)
تعاریف و سلسله مراتب همجواری در مسکن
خانه
نوربرگ – شولتز در نشان دادن نقش و اهمیت خانه از گاستون بچلار این چنین نقل قول می کند که: «آدمی پیش از افکنده شدن به جهان در گهواره خانه نهاده شده است» و می نویسد که در خانه، آشنایی با جهان بی واسطه صورت می پذیرد، آن جا نیازی به گزینش مسیر و جستجوی هدف نیست، جهان در خانه و حول آن به سادگی ارزانی گردیده است. می توان گفت: خانه مکانی است که وقوع زندگی روزمره را در خود گرفته است. زندگی روزمره معرف چیزی است که تداوم خود را در هستی ما حفظ کرده و از این راه همچون تکیه گاهی آشنا به پشتیبانی ما می نشیند. پس علت چیست که با وجود نهاده شدن در گهواره خانه می باید خود را به جهان افکند و اجتماع را جزیی از خود دانست؟
پاسخی که می توان ارایه نمود، آن است که بشر مقصود از زندگی را در خانه نیافته و نقشی را که هر فرد در زندگی می پذیرد، از اعمال متقابلی که در جهانی عمومی و مبتنی بر ارزش های مشاع واقع شده، تشکیل می دهد. برای مشارکت ناچار به ترک گفتن خانه و گزیدن هدفی مشخص می باشد. با این اوصاف که بعد از انجام وظیفه اجتماعی خود به خانه عقب نشینی می کند تا هویت فردی خود را بازیابد. (شولتز، نوربرگ، 1381)
سکونت بیانگر برقراری پیوندی پرمعنا بین انسان و محیطی مفروض می باشد. این پیوند از تلاش برای هویت یافتن یعنی به مکانی احساس تعلق داشتن ناشی گردیده است (شولتز،1381). بدین ترتیب، انسان زمانی بر خود وقوف می یابد که مسکن گزیده و در نتیجه هستی خود را در جهان را تثبیت کرده باشد. مفهوم مسکن علاوه بر مکان فیزیکی، محیط مسکونی را نیز در بر می گیرد که شامل تمامی خدمات و تسهیلات ضروری مورد نیاز برای بهزیستی خانواده و طرح های اشتغال، آموزش و بهداشت افراد است (ناپ، 1982، ص 12). در واقع تعریف و مفهوم عام مسکن یک واحد مسکونی نیست بلکه کل محیط مسکونی را شامل می شود (پورمحمدی، 1379، ص 3)؛ به عبارت دیگر مسکن چندی بیش از یک سرپناه صرفاً فیزیکی است و تمامی خدمات و تسهیلات عمومی لازم برای همزیستی انسان را شامل می شود و باید حق تصرف طولانی و مطمئن برای استفاده کنندگان آن فراهم باشد (مخبر، 1363، ص 18).
گروه های مسکونی (دسته بندی واحدها به منظور ایجاد همسایگی)
مردمی که در مجموعه ای با طراحی خوب و فضاهای باز با معنی زندگی می کنند و دارای خدمات اجتماعی مختص به خودشان در یک فاصله ساده پیاده می باشند گرایش به حس تعلق به مکان در آن ها بسیار آگاهانه تر خواهد بود. همچنین تمایل بیشتری برای وفاداری به آن نشان خواهند داد. همچنین بیشتر کسانی که در یک پهنه کلان از راه ها و خانه ها زندگی می کنند، حس همسایه بودن را نخواهند داشت. با این وجود ممکن است این گونه استدلال شود که پنج یا شش هزار نفر هیچگاه همدیگر را نخواهند شناخت و به معنای واقعی کلمه هیچگاه با هم همسایه نخواهند بود (پوردیهیمی، شهرام، 1382).
این یک واقعیت است که در بسیاری خیابان ها و مجموعه های مسکونی حس همجواری و همسایگی بین ساکنین وجود دارد، علی الخصوص در نواحی کارگری جایی که مردم زود جوش تر هستند و رغبت بیشتری برای کمک به همدیگر دارند این حس بیشتر به چشم می خورد. تردیدی نیست که اینگونه از روابط حسنه همجواری، از سوی کسانی که از آن لذت می برند واجد ارزش است و مورد توجه قرار می گیرد؛ از طرف کسانی که آن را آزمایش نموده اند، شکی نیست که این ارتباط صمیمی در خیابان یا دسته های مسکن شکل می گیرد. اگر این مفهوم را بپذیریم، همسایگی بزرگتر می تواند از پهلوی هم قرار گرفتن تعدادی از همسایگی های کوچکتر ساخته شود که بین دویست تا چهارصد نفر را شامل می شود که هر کدام کانون خود را به شکل یک فضای باز عمومی دارا هستند.
دویست یا سیصد نفر یک مرکز خرید شلوغ یا یک مدرسه راهنمایی را پشتیبانی نخواهد کرد و همانطور که می دانیم هر دو این عناصر، عناصر اصلی و جوهری یک محله هستند، بنابراین بهتر است که به این گونه از ساخت و سازها لفظاً «گروه مسکن» اطلاق گردد تا از خط معنی آن با منطقه ای بزرگتر اجتناب گردد. مدرسه و مراکز خرید هم چنان کانون محله را شکل داده اند اما خانه هایی که با چنین معیاری تقسیم بندی شده اند، فضای باز خودش را دارا بوده و همچنین ممکن است یک فضا یا سالن اجتماعات عمومی نیز داشته باشد (پوردیهیمی، شهرام، 1382).
واحد همسایگی
“واحد همسایگی” از مفاهیم نظری با تاثیرات گسترده ای بود که در ایالات متحده در دهه بیست شکل گرفت. این نظریه، بر پایه مفهوم شعاع نفوذ یک دبستان بود، منطقه ایی که شریان های اصلی آن را در بر گرفته بودند تا منطقه ای امن برای رسیدن کودکان به مدرسه پدید آورد. قرار بود شب ها بزرگسالان از این دبستان، به عنوان مرکز محله استفاده کنند (مامفورد، 1954، ص 259 – 261).
از نخستین سال های قرن بیستم، کلارنس آرتور پری در آمریکا مشغول مطالعه بر روی مسایل واحد های متشکل از بناهای مسکونی و تاسیسات خدماتی مربوط به آن ها بود. وی در سال 1923 مقاله ای تحت عنوان “واحد همسایگی” نوشت و نظرات خویش را در این زمینه بیان کرد. مهم ترین انگیزه پری، برای اثبات لزوم ایجاد خدمات اساسی بود که باید در نزدیکی ساختمان های مسکونی مستقر می شدند. از این رو عرصه استقرار این خدمات را همسایگی خانوادگی نامید. این مجموعه ها می توانستند واحدهای بنیادی در سلسله مراتب شهری نیز به حساب آیند (زیاری، کرامت الله، 1381). انگیزه دیگر پری از مطرح کردن ایده واحد همسایگی، تقویت زندگی جمعی در شهرهای صنعتی آمریکا بود که به صورت تهدیدآمیزی دچار ضعف شده بود. پری وجود اتومبیل و مخاطرات و مزاحمت های ناشی از آن را خطری برای انسان ها و زندگی جمعی آن ها می دانست و پیشنهاد می کرد که مسیرهای دسترسی به خدمات نباید توسط خیابان های اصلی قطع شوند. خدماتی که وی برای این واحدها پیشنهاد می کرد عبارت بودند از حداقل یک دبستان، چند مغازه و زمین های بازی و ورزش، سالن اجتماعات با قابلیت تبدیل شدن به تئاتر، کتابخانه، باشگاه ورزشی (پاکزاد، جهانشاه، 1386).
در مورد مفهوم همسایگی می توان گفت: همسایگی مترادف است با حالتی که واجد شرایط فیزیکی، پیوند، تماس، پیوستگی، وابستگی و … بین دو یا چند شی باشد. به تعبیر عام جامعه شناسی می توانیم همسایگی را نمونه کامل یک گروه نخستین بدانیم و آن را به عنوان همجواری در همزیستی اعضا یا گروه های اجتماعی توصیف کنیم که این همجواری در همزیستی موجب شناخت نسبت به هم و روابط اجتماعی در ابعاد مختلف می باشد. مفهوم همسایگی در مجتمع های زیستی از دو بعد کالبدی و ذهنی قابل بررسی است. هر یک از این دو بعد شرط های لازم مفهوم همسایگی هستند و تواما باید وجود داشته باشند تا همسایگی شکل بگیرد (سلطان زاده، حسین، 1368).
بعد ذهنی
اعضای گروه اجتماعی همسایگی: همسایگی به عنوان یگ گروه اجتماعی متشکل از زیر گروه های جزیی تری به نام خانواده است که می توان آنها را به عنوان اعضا گروه همسایگی تلقی کرد. ولیکن در واحد همسایگی بیشتر کنش ها به صورت خانوادگی صورت می گیرد و می توان با بررسی خانواده های موجود در مجموعه، به این نوع مناسبات رفتاری پی برد.
کنش های متقابل در گروه اجتماعی همسایگی: این مفهوم که برخاسته از انگیزه ها و نیازهای اعضای آن در زندگی اجتماعی است. درجه همبستگی افراد در یک رابطه، معرف حدود صمیمیت اعضاء در این رابطه است؛ عرفاً روابطی را صمیمی می نامیم که این درجه همبستگی، وابستگی در آنها به نوعی عاطفه در ذهنیات و اعمال افراد نسبت به یکدیگر را تداعی کند.
قرارگاه فیزیکی گروه اجتماعی همسایگی: واحد همسایگی میدان بروز و ظهور روابط همسایگی خانواده هاست. به طوری که محیط برخی الگوهای رفتاری را تقویت و برخی دیگر را تضعیف می کند. ارگان سازنده روابط همسایگی نیز مانند هر رفتار دیگری بر زمینه ی انگیزه ها استوار است. البته عوامل دیگری چون تجارب گذشته و عادات، در روابط همسایگی موثر است؛ انگیزه و نیازها می تواند مادی یا معنوی باشد. انواع مادی آن مراقبت، حفاظت، کمک و همیاری است و انواع معنوی آن مانند نیاز به احترام، محبت، اتکا، امنیت، توجه، هویت و گروه جویی است.
بعد کالبدی
سلسله مراتب عرصه ها: عرصه بندی و سلسله مراتب، از عمومی به خصوصی یکی از مسایل مهم طراحی واحدهای همسایگی است. در واحدهای همسایگی، وجود فضای نیمه عمومی که بر سر مسیر گذر افراد غریبه نباشد، موجب ایجاد آرامش و امنیت برای ساکنین خواهد بود. به طوری که افراد ساکن در واحدهای همسایگی در هنگام بازی کودکان در محوطه ی نیمه عمومی احساس امنیت خاطر دارند. نحوه قرارگیری گذرها و تنگ شدن آنها و پر پیچ و خم شدنشان، فرد را از فضای عمومی مراکز محلات به فضای نیمه عمومی مساکن می کشاند و سرانجام به فضای خصوصی ورودی های منازل که گاه بن بست یا هشتی بودند، هدایت می کند.
ورودی منازل مسکونی: میزان فاصله ی ورودی ها در واحد همسایگی رابطه معکوس با صمیمیت روابط همسایگی دارد. رو به رو شدن افراد ساکن در یک مجموعه در هنگام ورود یا خروج، موجب ایجاد برخورد یا روابط می شود.
اشراف: در صورتی که میزان اشراف خانه ها نسبت به هم بالا باشد، تاثیری نامطلوب در روابط همسایگی دارد. عدم اشراف واحدهای مسکونی بر یکدیگر، امنیت خاطر هر خانواده را مبنی بر داشتن فضایی خصوصی تامین می کند. اشراف فضای خصوصی به فضاهای نیمه عمومی و عمومی در برخی موارد می تواند مطلوب باشد. برای مثال والدین می توانند از درون واحد مسکونی شان، کودکشان را به هنگام بازی در محوطه ی نیمه عمومی مابین بلوک های مجتمع مسکونی، مشاهده و کنترل نمایند.
اشراف فضای عمومی به یکدیگر بلامانع است. اشراف فضای عمومی به نیمه عمومی مناسب نمی باشد. برای مثال، کودکانی که در پیلوت یک بلوک آپارتمانی مشغول بازی هستند، در معرض دید و رفت و آمد افراد غریبه نباشند. برای این منظور می توان بر روی دیوار یا حصار دور پیلوت، گیاه های رونده کاشت تا دید را محدود نماید. انواع دیگر اشراف در طراحی مسکن می بایست مورد توجه قرار بگیرد.
مقیاس ابعاد و تناسبات: هرچه واحدهای مسکونی بزرگتر باشند، دوری واحد های مسکونی از نظر مسافت باعث کم شدن روابط همسایگی می شود و تعداد خانواده هایی که با یکدیگر رابطه همسایگی برقرار می کنند، کمتر می شود.
فضاهای مشاع: در صورت رعایت حقوق افراد و همسایگان از طرف یکدیگر، فضای مشاع، مشروط به داشتن ابعاد و تناسبات مناسب و محل های مکث، می تواند بهانه ای برای دیدارها و گسترده شدن روابط همسایگی گردد.
جزییات کالبدی: جزییات کالبدی مانند رنگ، مصالح، فرم و شکل می تواند از نظر بصری واحد همسایگی را القا کند.
میزان تراکم خانوارها در واحد همسایگی: از نظر روابط در گروه های اجتماعی می توان گفت که در یک گروه کوچک، به سبب اندک بودن تعداد اعضا، تماس و همکاری و وفاق با سهولت بیشتری انجام می گیرد. (سلطان زاده، حسین، 1368)
محله
تاکنون تعاریف مختلفی با رویکردهای گوناگون جمعیتی، جامعه شناسی، کالبدی و … از محله ارایه شده است که طبعاً به فراخور بسترهای فرهنگی و تاریخی و شرایط زیستی هر جامعه نیز متفاوت خواهد بود. قدر مسلم این است که محله، واحد مشخصی از شهر است که محدوده تعریف شده ای دارد.
در فرهنگ غرب و در مقطع کنونی نیز تعداد جمعیت ساکن معیار عمده در تعریف محله است. نظریات لینچ بعد کالبدی محله را می شکافد و معتقد است که محله در قالب عناصر پنجگانه راه، گره، نشانه، محله و لبه شناسایی می شود. به اعتقاد وی، محله منطقه وسیعی است که به دلیل برخورداری از برخی خصوصیات مشترک و خاص قابل شناسایی است، به گونه ای که فرد به طور ذهنی ورود به آن را حس می کند (لینچ، 1385، ص 190).
آنچه در ادبیات اروپایی «محله» اطلاق می شود با آنچه در ایران به عنوان مفهوم محله شناسایی می شود، متفاوت است. در ایران، محله به دلایلی غیر کالبدی و در ارتباط با مفاهیم فرهنگی و اجتماعی بسیار پیچیده ای شکل می گیرد و آنچه با شنیدن کلمه محله در ذهن یک شهروند ایرانی شکل می گیرد، محیطی سرشار از تعامل و مشارکت می باشد (پارسی، فرامرز، 1385، ص 76). محله قلمرو یک گروه اجتماعی است که تماس های شخصی بسیاری در میان آنها برقرار باشد. محله برای ساکنین آن، فرصتی را به وجود می آورد که سبب برخورد های غیر رسمی و انسجام اجتماعی می شود. شناسایی و تمایز مکان ها و سازماندهی آنها در ساختار ذهنی، نه تنها به افراد اجازه عملکرد موثر را می دهد بلکه منبعی از احساس امنیت، دلپذیری، خوشایندی و درک را به وجود می آورد. افراد خواهان وضوح کالبدی و مکان های قابل درک و مرتبط با احساسات و اهداف خود هستند. که با مفاهیم سمبلیک و فرهنگی مربوط به خودشان تعریف می گردد (بحرینی، سید حسین. تاجبخش، گلناز، 1378).
مهمترین ویژگی های یک محله که در منشور شهرگرایی نوین در سال 2003 بدان اشاره شده است، سبب شکل گیری تعریف کاملی از محله می شود: محله دارای یک مرکز و لبه است. به یک نقطه تمرکز و یک لبه تعریف شده که به تحقق هویت اجتماعی در یک جامعه محلی کمک می کند. مرکز محله در بیشتر اوقات فضایی عمومی است. محله، دارای اختلاط متعادلی از فعالیت هایی چون خرید، کار، تفریح و گونه های مختلف مسکن است.
خیابان های محلی، دارای جزییات زیادی به منظور تامین مساوات بین پیاده روی، دوچرخه سواری و استفاده از خودرو هستند. خیابان های محلی که تامین کننده پیاده روهای عریض، درختان و پارکینگ های خیابانی هستند، فعالیت های پیاده روی را افزایش می دهند. و مردم اشتیاق بیشتری را برای پیاده روی و دوچرخه سواری از خود نشان می دهند. با این اوصاف، تعاملات و دیدارهای اتفاقی در بین همسایگان ممکن می شود و به شکل گیری تشکل های محلی کمک می کند.
محله مکانی است که ویژگی های آن فضا و شرایطی را برای انجام تعاملات صمیمی و نزدیک فراهم می آورد. محله کارکردهای متعددی را همانند ایجاد و حفظ هویت اجتماعی، تقویت همبستگی اجتماعی، امنیت و خدمات محلی برای ساکنان خود انجام می دهد. محله ها، محور حیات اجتماعی در زندگی شهری به شمار می روند که با گسترش شهرنشینی جدید مبتنی بر تقسیم کار، اولویت خودرو در سیاست های شهرسازی و فاصله ی میان محل کار و سکونت، به تدریج اهمیت خود را در حیات شهری از دست دادند. با این وجود اهمیت حیات پویای محله، مبتنی بر روابط صمیمانه (جاکوبز، 1961)، دسترسی پیاده به خدمات عمومی و مزایای ناشی از سرمایه اجتماعی مانند تسهیل کنش جمعی (کلمن، 1988؛ فوکویاما، 1955؛ پاتنام، 2000) موجبات توجه به بازسازی زندگی اجتماعی محله محور به ویژه در کلان شهرها را فراهم ساخته است (پارسی، حمیدرضا؛ افلاطونی، آرزو، 1386).
عوامل ایجاد مطلوبیت در محله مسکونی
نیازها و سرنوشت مشترک گروه های انسانی را می توان یکی از مهمترین عوامل شکل گیری محله های مسکونی به عنوان واحدهای اجتماعی – کالبدی دانست، زیرا از یک سو نیازهای روانی و از سوی دیگر نیازهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی ایجاب می کرد که خانوارها و گروه های انسانی به صورت مجتمع زندگی کنند. محله، رکن اصلی کالبد شهری است و با وجود محله هاست که زندگی در بزرگ ترین شهرها می تواند دلپذیر و انسانی باشد و بر عکس بدون محله ها حتی شهرهای کوچک؛ بزرگ و بی هویت به نظر می آید (غروی خوانساری، 1385). شهرهای مدرن امروز قربانی توسعه شده و از درک روح انسانی بازمانده اند.
سوزان گروهرست لنارد و هنری لنارد در مقاله ای تحت عنوان “طراحی فضای شهری و زندگی اجتماعی” ویژگی های موفق ترین فضاهای شهری اروپا را چنین بر می شمارند. به گونه ای که پاسخگوی تمام اعضا جامعه، به ویژه خردسالان، بزرگسالان و … به شکلی ایمن و در دسترس برای:
استفاده مرتب و دایمی ساکنان را تسهیل کند.
حس تعلق به جامعه ای با هویت را تقویت کند.
تجربه های به یاد ماندنی و ارزشمندی را بر جای گذارد.
مردم را هدایت و فعالیت های مختلف را تسهیل کند.
زمینه ای بسازد که افراد آن مکان را مانند خانه خود احساس کنند.
راه های ارتباطات انسانی را تقویت کند (ارتباط بصری، گفتاری و دیداری) (لنارد، 1377).
هدف از چیدمان خانه های شهری به شکل محله، امکان پذیر کردن ارتباط اجتماعی بین خانواده ها در صورت تمایل و ایجاد وحدت فیزیکی ملموس می باشد. محله ذاتاً یک گروه اجتماعی خودجوش است و نمی توان از طریق برنامه ریزی آن را به وجود آورد. تنها کاری که می توان کرد؛ ایجاد شرایطی برای برآورده کردن نیازهای فیزیکی ضروری است و این کار از طریق خلق فضاهایی که به ساکنین احساس تعلق داده و آن را از سایر محله ها متمایز می سازد، شکل می گیرد. که تسهیلات اجتماعی چون مدرسه و زمین های بازی در آن به نحو مطلوبی جانمایی می گردد (پوردیهیمی، شهرام، 1382).
البته در محله عنصر اصلی مسکن است. مسکن فقط خانه نیست؛ مسکن شامل هر نوع اندازه ایی از واحدهای مسکونی می باشد، از آپارتمان های کوچک برای افراد مجرد گرفته تا خانه های بزرگ برای خانواده های پرجمعیت (سرایی، محمد حسین، 1391). دو مورد از ضروری ترین خدمات اجتماعی عبارتند از مرکز خرید برای مایحتاج روزانه و مدرسه برای کودکان زیر 12 سال.
علاوه بر این، فضایی برای تفریح در فضای باز و نوعی تالار برای ملاقات مردم با یکدیگر باید تامین شود. مرکز اجتماعات ممکن است خیلی مفصل و بزرگ در نظر گرفته شود. در ضمن یک فضای الحاقی ساده در جوار ساختمان ها، که بسته به عادات اجتماعی مردم، میزان جمعیت و فاصله محله از مرکز شهر، ممکن است به این ساختمان های ضروری اضافه شود (محمد زاده، رحمت؛ 1390).
مرکزیت محله
در این طرح مرکز محله متشکل از زنجیره هایی از مغازه ها به همراه یک عبادتگاه و یک تالار گردهمایی در پیرامون آن است. این مرکز به صورت میدانی است که در اضلاع آن گذرهای مسقف قرار دارد تا خریداران را از شرایط آب و هوایی نامطلوب حفظ کند و همچنین محوطه ای برای پیاده ها در نظر گرفته شده است. بر روی مغازه ها و گذرهای مسقف واحدهای مسکونی قرار دارد که کاربری مسکونی را با مرکز محله در هم می آمیزد.
اتزیونی (Etzini, 1959) در باب “فضاهای جمعی” می گوید که: فضای لازم برای گردهم آمدن مردم فراهم شود، همانطور نیمکت ها، محل بازی بچه ها، رختشویخانه های مشترک و تاسیسات ورزشی یافت می شود. لذا فضای عمومی در سطح محله باید بتواند فرصت تعامل اجتماعی را فراهم کرده و بدین ترتیب حس اجتماع منسجم محلی را ایجاد کند، او اعتقاد دارد که باید در مقیاسی بزرگتر، یعنی در جایی که ساخت و سازها برنامه ریزی و طراحی می شوند ترکیب اجتماعی باید بتواند «اجتماع منسجم محلی» را پایدار سازد (مدنی پور، علی، 1389).
شبکه سواره
تعیین سلسله مراتب دسترسی مناطق مسکونی بر مبنای انواع کاربرد آنها، از موارد لازم در طراحی محله می باشد؛ زیرا تخصیص کاربری هر خیابان بر مبنای نوع خیابان تغییر می کند. مسلماً فعالیت های عمومی در خیابان های جمع کننده و پخش کننده اصلی مستقر می شوند و هر چه در سلسله مراتب به سمت خیابان های مسکونی محله پیش می رویم از میزان کاربری های عمومی کاسته شده و دسترسی های مسکونی مقدور می باشد، سلسله مراتب دسترسی به گروه های مسکونی در یک محله، مشتمل بر سه نوع خیابان می باشد. سلسله مراتب این خیابان ها به ترتیب عبارتند از (قریب، فریدون، 1391):
جمع کننده و پخش کننده های اصلی
جمع کننده و پخش کننده های محلی
خیابان های مسکونی محلی (شاه علی، جعفر؛ سنایی، مجید؛ 1389)
در ادامه به بررسی مختصری در باب پیاده روها برای استفاده ساکنان پرداخته می شود.
مسیرها و شبکه پیاده
علاوه بر معابر، سلسله مراتبی که امکان دسترسی سواره را به خوشه های مسکونی فراهم می سازد، پیاده روها و مسیرهای پیاده با ایجاد خصوصیات یک محیط مسکونی، در واقع چیزی را به نظام های خیابانی افزوده و آن را تکمیل می کنند. لازم نیست که نظام حرکتی مسیرهای پیاده، مانند نظام سلسله مراتبی حرکت مسیرهای سواره باشد (قریب، فریدون، 1391). اصولاً این نوع از دسترسی ها در حریم خیابان های سواره قرار نمی گیرند، بلکه عموماً از داخل فضاهای سبز و پارک مانند عبور کرده و همسایگی های مسکونی را به مرکز محلات و فضاهای باز عمومی مرتبط می سازند.
یک پیاده راه شهری به خودی خود معنایی ندارد. پیاده راه تنها در پیوند با ساختمان ها، کاربری هایی که در آن محاط است و یا در ارتباط با سایر پیاده راه های بسیار نزدیک معنا می یابد. حفظ امنیت شهر، وظیفه ی اساسی خیابان ها و پیاده راه های یک شهر است (جاکوبز، 1386).
اختلاط کاربری ها در محله
کاربری و نحوه قرارگیری خدمات در زمین های شهری تاثیر به سزایی در میزان سفرهای درون شهری، حجم ترافیک شهری و همچنین در شکل گیری روابط اجتماعی، برآوردن نیازهای روزمره انسان و در نهایت در شکل گیری شیوه زندگی اجتماعی دارد (جوادی، قاسم، طالعی، محمد، 1389).
یکی از نمودها و جنبه های خلق یک عرصه عمومی سرزنده و قابل استفاده، تراکم فضایی و زمانی کاربری های مختلف و فعالیت های گوناگون است. نواحی شهری می توانند اختلاط کاربری را به دو صورت در خود جای دهند: اختلاط ساختمان های تک عملکردی با عملکردهای متنوع و یا داشتن ساختمان هایی که هر کدام اختلاطی از کاربری ها را در خود جای می دهند. یکی از جذابیت های اصلی زندگی در شهرها، نزدیکی به کار، مراکز خرید، کاربری های پایه فراغت، آموزشی، مغازه ها و فضاهای اجتماعی است. هنگامی که در مورد اختلاط کاربری بحث می شود منظور، اختلاط کاربری یک همسایگی، خیابان و یا یک بلوک شهری و یا اختلاط کاربری به صورت عمودی در یک ساختمان است. طراحی شهری خوب باید باعث تشویق بیشتری برای نزدیکی این امکانات گردد.
نتیجه اینکه تحرک و ارتباط بین کاربری ها در زمان های مختلف اتفاق می افتد و در زمان های مختلفی باعث فعال شدن عرصه های عمومی و باعث پخشایش بهتر نیازها و درخواست ها در طول روز می شود (Rogers, Richard, 1999: 64).
در پیوستگی کاربری ها، این کاربری ها هستند که در نزدیکی و در مجاورت یک محله مسکونی شکل می گیرند و به جای آن که انسان در طول روز به دنبال برآوردن نیازهای روزانه خود باشد، این پاسخ نیازها هستند که در نزدیکی محل سکونت انسان و در دسترس او قرار می گیرند. در واقع تمامی کاربری های روزمره انسان می توانند در کنار یکدیگر و در محلی مانند یک مرکز محله جمع شوند، کاربری های تجاری، کاربری فرهنگی، کاربری تفریحی و فراغت در کنار هم قرار می گیرند و این پیوستگی باعث افزایش استفاده از این کاربری ها نیز می گردد و در واقع نوعی هم پوشانی اتفاق می افتد؛ فاصله این مراکز از بافت مسکونی به گونه ای است که شهروندان بتوانند بدون استفاده از وسیله نقلیه و یا حداقل استفاده از وسایل نقلیه، به بیشترین کاربری های ممکن دسترسی داشته باشند. چنین مرکز محله ای که از پیوستگی کاربری های مختلف شکل گرفته است می تواند محلی برای پیدایش روابط انسانی و تعاملات اجتماعی نیز باشد (رفیعیان، مجتبی، خرمگاه، شیوا، اسماعیلی، علی، 1389).
توسعه مختلط عملکردی می تواند به صورت افقی، عمودی و یا ترکیبی از این دو، سازماندهی شود (Erik Louw, 2005). بسیاری از ساختمان های بلند مرتبه در شهرهای بزرگ به صورت اختلاط عملکردی عمودی هستند (جوادی، قاسم. طالعی، محمد، 1389).
مزیت پیوستگی کاربری های شهری
به طور خلاصه می توان ویژگی های پیوستگی کاربری ها را این گونه بیان کرد:
افزایش روابط اجتماعی شهروندان در مرکز محله
تقویت نقش هر کاربری به واسطه قرارگیری در مجاورت کاربری دیگر
کاهش سفرهای درون شهری
استفاده بهینه از زمان و امکان برآوردن نیازهای بیشتر
بهره وری در استفاده از زمین شهری
البته ذکر این نکته نیز ضروری است که این کاربری ها تنها برای رفع نیازهای روزمره هستند و به صورت مکرر مورد استفاده قرار می گیرند، کاربری هایی که تناوب زمانی استفاده از آنها بیشتر است، عموماً نمی توانند در مقیاس کوچک محله موفق باشند (جاکوبز، 1386؛ جوادی؛ طالعی؛ 1389). این کاربری ها باید در یک مقیاس بزرگتر و در سطح کلان تر به ارایه خدمات بپردازند.
تاثیر محله ی مسکونی در پایداری اجتماعی

 

لینک بالا اشتباه است

     

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

          : جمعه 17 شهریور 1396 ساعت 02:30 | نویسنده: میثم | چاپ مطلب
نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.